معنی دادرسی کردن
7 بازدید
[ رَ / رِ کَ دَ ] (مص مرکب) قضاء. محاکمه کردن. اجرای قانون کردن. اجرای عدالت کردن.
کلمات همقافیه با «دادرسی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر