معنی دادران
6 بازدید
(نف مرکب) رانندهٔ داد. عدالت ورزنده. عدل ورزنده. دادکننده : یا رب تو هر چه بهتر و نیکوترش بده این پادشاه عادل و سالار دادران.سعدی. ذبیح اللََّه او بد ز پیغمبران پسندیدهٔ داور دادران. شمسی (یوسف و زلیخا).
کلمات همقافیه با «دادران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر