معنی دادخواه شدن
7 بازدید
[ خوا / خا شُ دَ ] (مص مرکب) در مقام دادخواهی برآمدن. در مقام عدالت جوئی برآمدن. از کسی نزد کسی شکایت بردن. رافع قصه گشتن : پیش خردمند شدم دادخواه از تن خوشخوار گنهکار خویش . ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «دادخواه شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر