معنی دابو
11 بازدید
(اِخ) نام ناحیه ای به آمل مازندران (سفرنامهٔ رابینو بخش انگلیسی ص ۴۰، ۱۱۲، ۱۱۳، ۱۱۶، ۱۵۵). از بلوکات ناحیهٔ آمل به مازندران. عدهٔ قری ۹۱. مساحت آن ۱۵ فرسنگ و مرکز آن مرزنگور است. حد شمالی آن دریای خزر و شرقی آن جلال ازرک بارفروش و جنوبی آن دشت سه هزار و غربی آن هزارپی می باشد و جمعیت تقریبی آنجا صد و پانزده هزار است.(اِخ) (ابوالفضل...) ظهیرالدین مرعشی می نویسد: دونگه در «دابو» (مازندران) اقامتگاه ابوالفضل دابو بوده است. رجوع به سفرنامهٔ رابینو ص ۱۱۳ بخش انگلیسی و ص ۱۵۲ ترجمهٔ آن شود.
کلمات همقافیه با «دابو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بو» برای سرودن شعر