معنی دابغ
8 بازدید
[ بِ ] (ع ص) نعت فاعلی از دباغت. پیراینده : و لاشی ء دابغ للمعدة مثله (مثل بلیلج). (ابن البیطار). رب الحصرم دابغ للمعدة. (ابن البیطار).[ بِ ] (اِخ) مردی معروف از ربیعه. او را حدیثی است. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «دابغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بغ» برای سرودن شعر