معنی دابةالارض
7 بازدید
[ ب بَ تُلْ اَ ] (ع اِ مرکب) حیوان عظیم الجثه که در آخرالزمان پیدا آید و آن علامت نزدیکی قیامت باشد. عفنط. (منتهی الارب). دابةالارض از علامات قیامت است یا نخستین علامت است که کوه صفا منشق شود و از آن برآید به مکه و مردم بسوی منی روان باشند و قیل از طائف یا در سه مکان سه مرتبه برآید و با وی عصای موسی و خاتم سلیمان باشد و مؤمنان را بعصا زند و درروی آنها بنویسد که هذا مؤمن و در روی کافران مهر کند و بنویسد که هذا کافر. (منتهی الارب). دابه ای است در جزایر بحر که تجسس اخبار کند و جملهٔ آن اخبار به دجال بردارد. (معجم البلدان ذیل کلمهٔ غر). دابةالساعة. صاحب کشاف اصطلاحات الفنون آرد: دابةالارض از علامات قیامت است. و آن حیوانی است که کوه صفا را شکافته در مکه بیرون آید و در آن وقت مردم به منی میرفته باشند و گویند سه جا ظاهر شود سه بار و با او خاتم سلیمان و عصای موسی باشد. و مؤمن را عصا زند و بخاتم بر روی کافر مهر کند، پس نقش میشود که این کافر است. کذا فی المنتخب و اگر زیاده از این خواهی بکتب کلام و تفاسیر مراجعه فرمای - انتهی. از رسول صلعم مروی است که دابةالارض که خروجش نشان وقوع قیامت خواهد بود از کوه صفا بیرون خواهد آمد. (نزهة القلوب چ اروپا مقالهٔ سوم ص ۷۰): شاه را خبر کردند که شخصی می آید چون دابةالارض و ما از دیوان و پریان از این سهمناکتر کس ندیده ایم. (اسکندرنامه نسخهٔ نفیسی). و برخاستن جهان را علامتها است، گفت چه علامت است، گفتند یکی آنکه آفتاب از غرب برآید و دابةالارض بیاید و یأجوج و مأجوع همچنین بیایند. (اسکندرنامه نسخهٔ نفیسی). || جانورکی چوبخوار. (ترجمان القرآن جرجانی). ارضه. مورچهٔ چوبخوار. موریانه. مورچهٔ سپیداورنگ (در تداول مردم قزوین). ج، دواب الارض.
کلمات همقافیه با «دابةالارض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رض» برای سرودن شعر