معنی دائی
8 بازدید
(اِ) برادرِ مادر. خال. خالو. مِربِرار. آبو. آبی : برِدائی نیک پی شو یکی همی باش نزدیک او اندکی ترا گر ببیند بدینگونه خال ز روی تو گیرد همه روزه فال. شمسی (یوسف و زلیخا). - دائی تنی؛ برادر مادر که با وی از یک پدر و یک مادر باشد. مقابل دائی ناتنی. || نیای پدری (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «دائی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر