معنی دائمالسفر
7 بازدید
[ ءِ مُسْ سَ فَ ] (ع ص مرکب) مسفار، قلقال، که پیوسته در سفر باشد. || (در اصطلاح فقه) از عناوین مستثنی شدهٔ از حکم وجوب قصر (نماز).
کلمات همقافیه با «دائمالسفر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فر» برای سرودن شعر