معنی دائر کردن
7 بازدید
[ ءِ کَ دَ ] (مص مرکب) آباد کردن و معمور گردانیدن. || از نو رواج دادن و رائج کردن. بر پا گردانیدن. پادار کردن.
کلمات همقافیه با «دائر کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر