معنی دائرة
6 بازدید
[ ءِ رَ ] (ع ص) تأنیث دائر. دائره. دایره. رجوع به دائره و دایره شود. || (اِ) گردش روزگار. (ترجمان القرآن جرجانی). || سختی. (مهذب الاسماء). || هزیمت: قوله تعالی : {/Bعَلَیْهِمْ دََائِرَةُ اَلسَّوْءِ.۱۴-۱۶۴۸:۶/} (قرآن ۴۸/۶) (منتهی الارب). || حلقهٔ مجلس. (غیات). || لشکری که بر جایی فرود آمده باشد و ظاهراً این معنی و معنی قبل مجاز است از معنی اول. (غیاث). || موهای گرد بر جانب سر آدمی یا بر جای گیسو. (منتهی الارب). || گوِ لبِ بالائین که زیر بینی است. (منتهی الارب). || حمیات دائرة، حمی دائرة؛ تب نوبه؛ تب که بنوبت آید و آن را حمای نائبة و حُمای مفترة نیز نامند. || دائرةالسوء، هزیمت و بدی.
کلمات همقافیه با «دائرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر