معنی دائر
7 بازدید
[ ءِ ] (ع ص) گِردگَرد. گردنده. گردان. گردش کننده. (آنندراج). || صاحب کشاف اصطلاحات الفنون آرد: نزد اهل هیئت قوسی از مدار روزانهٔ ستاره را نامند که در میان مرکز ستاره و دائرهٔ افق قرار دارد و عبدالعلی بیرجندی در هیئت فارسی گفته است: و از مدار یومی کوکب آنچه میان مرکز کواکب و افق واقع شود آن را دائر گویند -انتهی. و آن بر دو قسم است: دائر شبانه و دائر روزانه و هر یک نیز بر دو بخش است: دائر گذشته و دائر باقی که دایر آینده نیز گویند. و رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون و تفصیل آن شود. || مقابل بایر: زمینی دائر؛ زیر کشت که در آن کشت شود. مقابل زمین بایر، ناکشته. و نیز رجوع به دایر شود.
کلمات همقافیه با «دائر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئر» برای سرودن شعر