معنی داءالکلب

معنی داءالکلب

6 بازدید
[ ئُلْ کَ ] (ع اِ مرکب) هاری. جنون سبعی. نوعی از مانیاست لکن گاهی بدخویی کند و گاهی مهربانی نماید و چاپلوسی کند همچون خوی سگان. صاحب کشاف اصطلاحات الفنون آرد: داء کلب عبارت است از جنون سبعی آنچنانی که با خشمی آمیخته ببازیچه و عبث آلوده است همچنانکه در طبیعت سگ مشاهده می گردد و به این جهت به این اسم نامیده شده است که صاحب این بیماری اخلاقش مانند اخلاق سگ شود. و بعضی گفته اند وجه تسمیه به این اسم آن است که کسی که به این بیماری مبتلا میباشد اگر دیگری را با دندان گیرد باعث قتل او میشود مانند سگ. این بیانات تمامی از بحر الجواهر است -انتهی : و خداوند داءالکلب میان این و آن (میان مانیا و سرسام گرم) باشد. از بهر آنکه مادهٔ علت او با خون آمیخته باشد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). || جوع. داءالذئب. گرسنگی.

کلمات هم‌قافیه با «داءالکلب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید