معنی داءالفیل
5 بازدید
[ ئُلْ ] (ع اِ مرکب) علتی که ساق برآماسد و سخت شود. بیماری باشد که همهٔ ساق بیاماسد و بزرگ و سطبر شود و گاه باشد که در جای دیگر تن پیدا آید. بیماری که ساق از آن بیاماسد و سخت شود. (دستور اللغهٔ ادیب نطنزی). پاغره. پاغر. پیل پا. کُلن. مرضی که ساق و قدم بزرگ شود و رنگش مایل بسیاهی و شبیه بپای پیل گردد و سبب آن ماده سوداوی است. (غیاث). علتی است که پای مردم سطبر شود هم بسبب فراخ شدن رگها و فرود آمدن یا بسببی از سببهای دوالی یا بسببی از سببهای نقرس و مادهٔ این علت همچون (کذا و ظ: خلط) بلغمی و سودایی بود و بدین سبب است که مادهٔ غذا گردد (کذا) و ساق و قدم جمله سطبر شود چنانکه بپای پیل ماند و داءالفیل بدین سبب گویند و نخست که این علت پدید آید پای سرخ بود پس رنگ بگرداند و تیره شود. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). هو زیادة فی القدم علی نحو ما یعرض فی عروض الدوالی فیغلظ القدم و یکثفه و قد یکون لخلط سوداوی و هوالاکثر و قد یکون لخلط بلغمی غلیظ و قد یعرض فی اسباب عروض الدوالی و من الدم الجید اذا انزل کثیرا و اغتذی الرجل به اغتذاء ما و یکون اولا احمر ثم یسود و سببه شدةالامتلاء و ضعف العضو لکثرةالحرارة و شدة جذبه لشدةالحرارة الهائجة من الحرکة و یعین علیه الاحوال المعینه علی الدوالی (کتاب سوم قانون ابوعلی ص ۳۱۵). صاحب کشاف اصطلاحات الفنون آرد: داء فیل نزد اطبا زیادتی است که در پای آدمی و ساق او آشکار می شود بواسطهٔ کثرت نزول خون سوداوی یا خون غلیظ یا بلغم لزج. و گاه قدم و ساق پا زخم شود و گاهی هم بدون زخم بروز کند. علت تسمیه به این اسم آن است که پای آدمی مانند پای پیل شود و یا آنکه این بیماری اغلب عارض پیلان شود. آقسرائی گوید: فرق بین این بیماری و دوالی هر چند از یک ماده میباشند آن است که در دوالی بمادهٔ ردیئه تغذیه نمیکند و آن ماده را نمی پذیرد و استخوان هم جز در عروق آشکار نگردد -انتهی. و نیز رجوع به تذکرهٔ ضریر انطاکی جزء ۲ ص ۹۴ شود.
کلمات همقافیه با «داءالفیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر