معنی داءالثعلب
6 بازدید
[ ئُثْ ثَ لَ ] (ع اِ مرکب)داء ثعلب. نوعی از بیماری که موی بریزاند. علتی که موی بریزاند و در عرف به آن خوره گویند. (غیاث). علتی که موی فروریزد از مردم. (مهذب الاسماء). موخوره. خوره. سعفة. (منتهی الارب). داءالحیة. گر. گری. صاحب ذخیرهٔ خوارزمشاهی گوید: و سبب داءالثعلب آن است که مادهٔ سیاه اندر پوست و در مسام که موی از وی برآید گرد آمده باشد و بیخ موی و غذای او از آن ماده تباه گردد و از بهر آن داءالثعلب گویند که روباه را بسیار افتد و مردم را بر سر و ابروی و موی و روی افتد، چون درم درم یا بزرگتر -انتهی. و صاحب کشاف اصطلاحات الفنون آرد: داءالثعلب، علامه گفته است که این بیماری سبب ریزش مویهای سر آدمی شود بجهت مواد صفراویه یا مرة سوداء که با صفراء آمیخته شده باشد و همان سبب و علت تباهی مو و ریزش آن گردد. -انتهی : ریشش ز داء ثعلب ریزیده جای جای چون یوز گشته از ره پیسی نه از شکار. سوزنی.
کلمات همقافیه با «داءالثعلب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لب» برای سرودن شعر