معنی دئل
10 بازدید
[ دِ ءَ ] (اِخ) قبیله ای است و بدان ابوالاسود ظالم دئلی بن عمرو منسوب است و این غیر قبیلهٔ دُئَل است. (منتهی الارب).[ دُ ءِ / ءَ ] (ع اِ) شغال. دألان. || جانوری است چون راسو. (منتهی الارب).[ دُ ءِ / ءَ ] (اِخ) حیی است. رهط ابی الاسود. اخفش گوید به این نسبت ابوالاسودالدئلی منسوب است جز آنکه آنان بنا بر روش خود همزه را مفتوح تلفظ کنند و دُئَلی گویند و گاهی نیز همزه را از جهت انفتاح وی و انضمام ما قبل به واو بدل کنند و دُولی گویند. ابن کلبی گوید آن دیلی است به یاء و گاهی دئلی (بکسرتین) هم آمده است اما این نادر است. (منتهی الارب). قبیله ای است از بکربن عبد مناةبن و ایشان بنوالدئل بن بکربن عبدمناة هستند و ابوالاسود دئلی واضع علم نحو بفرمان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب از ایشانست. (از صبح الاعشی ج ۱ ص ۳۵۰). و نیز رجوع به ابوالاسود شود.[ دُ ءِ ] (اِخ) ابن ملحم بن غالب پدر قبیله ای است در قبیلهٔ هون بن خزیمة. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «دئل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئل» برای سرودن شعر