معنی دأج
7 بازدید
[ دَ ] (ع مص) سخت به دم درکشیدن آب را. || اندک اندک خوردن. (از لغات اضدادست). (آنندراج). || ذبح کردن. || پاره کردن مشک و دمیدن در وی. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «دأج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «أج» برای سرودن شعر