معنی خیکی
8 بازدید
(ص نسبی) منسوب به خیک. آنچه در خیک گذارند و حمل کنند. (یادداشت مؤلف). - آلوخیکی؛ آلویی که پس از خشک شدن در خیک میریزند و کمی به آن آب میزنند و نگاه می دارند که مرطوب باشد. (یادداشت مؤلف). - پنیر خیکی؛ نوعی پنیر است که در خیک نگاهداری میشود. (یادداشت مؤلف). - روغن خیکی؛ روغنی که در خیک نگاهداری میشود. (یادداشت مؤلف). || در تداول لوطیان ناچیز، پَپِه، چُلْمَن. (یادداشت مؤلف). || قَلب، غلط. بد. قلابی. نادرست. ناصحیح. (یادداشت مؤلف). - خیکی درآمدن؛ قلابی درآمدن چیزی که گمان صحت به آن میرفت.
کلمات همقافیه با «خیکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر