معنی خیو انداختن
7 بازدید
[ خَ / خیو اَ تَ ] (مص مرکب) تف انداختن. خیو افکندن. بزق. بسق. بصق. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «خیو انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر