معنی خیمان
8 بازدید
[ خَ یَ ] (ع مص) ترسیدن. || بددلی کردن. || مکر و حیله نمودن پس رجوع کردن بر آن. || برداشتن پا. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب). رجوع به خیم، خیوم، خیمومة، خیام در تمام معانی شود.
کلمات همقافیه با «خیمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر