معنی خیلاء
8 بازدید
[ خَ ] (ع ص) زن خالدار. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب).[ خُ یَ / خِ یَ ] (ع اِمص) تکبر. بزرگ منشی. (یادداشت مؤلف). یقال: اختال الرجل و به خیلاء و خیلاء؛ یعنی خرامید آن مرد با کبر و بزرگ منشی. (منتهی الارب) (از تاج العروس). تکبر: چون در هر دوری و قرنی بندگان را بطر نعمت و نخوت ثروت و خیلاء رفاهیت از قیام به التزام اوامر باری جلت قدرته و علت کلمته بالغ می آمده ست. (جهانگشای جوینی). و ملوک و اشراف اطراف از خیلاء کبریا و بطر عظمت و جبروت بر ذروهٔ اوج العظمة. (جهانگشای جوینی). || پندار. خیال.
کلمات همقافیه با «خیلاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر