معنی خیسیده
7 بازدید
[ دَ / دِ ] (ن مف) خیس شده. خیس خورده. نرم شده در آب. || بسیار ترشده. || ترنهاده. منقوع. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «خیسیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر