معنی خیز کردن
7 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) خیز برداشتن. به تندی جهیدن و بلند شدن : از آن گرمی ز شه پرهیز کردی ز پیش شه بتندی خیز کردی.نظامی. روشنی بر دفتر چارم بریز کافتاب از چرخ چارم کرد خیز.مولوی.
کلمات همقافیه با «خیز کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر