معنی خیزنده
7 بازدید
[ زَ دَ / دِ ] (نف) خیزکننده. جهنده. || برپای خاسته. بلند شونده. || لغزنده. (ناظم الاطباء). || (اِ) نوعی از بازی کودکان که بتازی زحلوفه گویند و آن چنان است که کودکان بر توده خاک تر می نشینند و دست از خود برداشته فرو می لغزند. (ناظم الاطباء). رمزک. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «خیزنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر