معنی خیزرانی
6 بازدید
[ خَ زُ / زَ ] (ص نسبی) منسوب بخیزران. (از انساب سمعانی): و آن جسم لطیف خیزرانی درخورد شکنجه نیست دانی.نظامی. نی گشته قضیب خیزرانیش خیری شده رنگ ارغوانیش.نظامی.
کلمات همقافیه با «خیزرانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر