معنی خیره نگر
7 بازدید
[ رَ / رِ نِ گَ ] (نف مرکب) بدنگر. دقیق نگر. نظرزن. (یادداشت مؤلف): گر باخبرستی ز پی روی تو هر شب غیرت بر می بر فلک خیره نگربر.سنائی. گفتا چو منی را چه دهی دیدهٔ خیره نفرین بچنین طیره گر خیره نگربر.سوزنی.
کلمات همقافیه با «خیره نگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر