معنی خیرهروی
7 بازدید
[ رَ / رِ ] (ص مرکب) بی حیا. بی شرم. (آنندراج). خیره رو: پرخدویی زشت خویی خیره رویی خربطی.سوزنی. برون تاخت خواهندهٔ خیره روی نکوهیدن آغاز کردش بکوی. سعدی (بوستان). صفائی بدست آر ای خیره روی که ننماید آیینهٔ تیره روی.سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «خیرهروی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر