معنی خیرهدرای
6 بازدید
[ رَ / رِ دَ ] (نف مرکب) هرزه درای. بی عقل. (آنندراج). بیهوده گوی، یاوه گوی. گزافه گوی. گزافه درای : تا چه گنه کردم که روزگارم بعقوبت آن در سلک صحبت چنین ابلهی خودرای ناجنس خیره درای... مبتلی گردانیده است. (گلستان).
کلمات همقافیه با «خیرهدرای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر