معنی خیره‌خیر

معنی خیره‌خیر

13 بازدید
[ رَ / رِ ] (ق مرکب) سرگردان. متحیر. پریشان. حیران. (یادداشت مؤلف): ز لشکر بر شاه شد خیره خیر کمان را بزه کرد و یک چوبه تیر.فردوسی. تبه گشت اسب بزرگان به تیر پیاده برآویخته خیره خیر.فردوسی. || بیهده. هرزه. بی سبب. بی دلیل. بی علت. بی تقریب : تو نیز ای بخیره خرف گشته مرد ز بهر جهان دل پر از داغ و درد چو شاهان به کینه کشی خیره خیر ازین دو ستمکاره اندازه گیر.فردوسی. یکی راه پیش آمدش ناگزیر همی رفت بایست بر خیره خیر.فردوسی. بدو گفت از اینسو گذشت اردشیر ازو بازماندیم ما خیره خیر.فردوسی. فرزند اوست حرمت او چون ندانیش پس خیره خیر امید چه داری برحمتش. ناصرخسرو. || (ص مرکب) تاریک. تیره. خیرخیر: از آواز گردان و باران تیر همی چشم خورشید شد خیره خیر. فردوسی. || مفت. رایگان. مجانی. بی مزد. بی اجر: چه سازیم تختی چنین خیره خیر که بر وی شود دیگری جای گیر.نظامی. || پررو. خیره سر. جسور. شوخ چشم. خیرخیر: تو تنها بجنگ آمدی خیره خیر کنون پای دار و عنان سخت گیر.فردوسی. سخن هر چه گویم ز من یاد گیر مشو نیز با پیر بر خیره خیر.فردوسی.

کلمات هم‌قافیه با «خیره‌خیر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید