معنی خیرمقدم

معنی خیرمقدم

6 بازدید
[ خَ / خِ رِ مَ دَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کلمه ای است که در وقت قدوم گویند و این مقابل خیر باد است. (آنندراج). کلمهٔ تهنیت که در ورود کسی گویند یعنی خوش آمدی. (ناظم الاطباء). کلمه ای است که دوستی در وقت آمدن دوستی می گوید بجهت تفأل نیک و استفسار وجه آمدن یعنی خیر است آمدن. (غیاث اللغات). خوش آمد. رسیدن بخیر: مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام خیرمقدم چه خبر دوست کجا یار کدام. حافظ. نامد غمی از تو کز ته دل هر موی نگفته خیر مقدم. واله هروی (از آنندراج). زان روز کو بخیر قدم در جهان نهاد ذکر سپهر و ورد جهان خیرمقدم است. سلمان (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «خیرمقدم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید