معنی خیرت
7 بازدید
[ خَ رَ ] (ع اِمص) نیکوئی. خیر. (یادداشت مؤلف): گمان می برد که خیرت او در آن است که آن باوی بود و نشان آن خیرت آنکه خدای تعالی به وی داد و اکنون خیرت وی در آن بوده است که با وی نبود و نشان آنکه از وی بازستد. پس بخیرت خوش در هر دو حال شاد باشد و ایمان آرد بدانکه خدای بد نکند در حق وی الا آنک خیرت وی و خیرت خود نداند خداوند بهتر داند. (کیمیای سعادت). خیرت بندگان حق جل شانه و عم سلطانه در آن است. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «خیرت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر