معنی خیده
8 بازدید
[ دَ / دِ ] (ن مف) کج شده. خمیده. خم گردیده. (ناظم الاطباء): الا تا ماه نوخیده کمان است سپر گردد مه داه و چهارا.ابوشکوربلخی. || حلاجی شده. (ناظم الاطباء): جهان آتش وجودت پشم خیده نمانده پشم ز آتش آرمیده. عطار (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر