معنی خیتعور
7 بازدید
[ خَ تَ ] (ع ص، اِ) زن بدخو. || سراب. || آنچه بر یک حال نباشد و نیست گردد. خیتروع. || تار عنکبوت مانندی که در سختی گرما از هوا فرود آید و نیست گردد. || دنیا. || گرگ. || غول. || سختی. || شیطان. || شیربیشه. || مسافت بعیده. || کرمی که بر روی آب باشد و در یک جا ثبات و قرار نگیرد. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب).
کلمات همقافیه با «خیتعور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر