معنی خیال محال
7 بازدید
[ خَ / خیا لِ مُ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) خیال ممتنع. خیال غیر ممکن. تصور امری که غیرممکن الوقوع باشد. کنایه از خیال باطل و تصور بیهوده و بی معنی است. (یادداشت مؤلف). اندیشهٔ چیزی که ممکن الحصول نباشد. (آنندراج). - امثال: خیال محال محال نیست.
کلمات همقافیه با «خیال محال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر