معنی خیاری
7 بازدید
(اِ) نوعی از بنفشه است. (ناظم الاطباء).[ ] (اِخ) ابراهیم بن عبدالرحمن بن علی بن موسی بن خضر خیاری مدنی شافعی. یکی از مشاهیر حدیث و فنون ادب و تاریخ و شعر عرب است که بسال ۱۰۳۷ هـ . ق. زاده شد و بسال ۱۰۸۳ هـ . ق. درگذشت او راست اشعار و رسائل زیبا. ابتداء بنزد پدر علم آموخت و سپس ملتزم میرماه بخاری شد و سپس خود مرد میدان علم گشت و به دمشق رفت و مورد توجه اهالی گشت و بعد به بلاد روم و از آنجا دوباره به دمشق آمد و از دمشق بمصر رفت و سپس عازم مدینه شد و در آنجا رحل اقامت افکند و بدرس و نگارش پرداخت و سپس جان سپرد. می گویند مرگ او بر اثر مسمومیت بود. کتاب معروف او تحفةالادباء و سلوةالغرباء است که معروف به رحلةالخیاری می باشد و آن شرح سفر اوست از مدینه به روم و مصر و شام. (از معجم المطبوعات). رجوع به اعلام زرکلی ج ۱ ص ۳۰۱ شود.(اِخ) دهی است از دهستان باغک بخش اهرم شهرستان بوشهر واقع در ۱۲ هزارگزی باختر اهرم و جنوب خاوری کوه فلانک با ۳۴۵ تن سکنه. آب آن از چاه و محصول آن غلات و خرما و شغل اهالی زراعت و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷). در فارسنامهٔ ناصری آمده است که قریه ای است بچهار فرسنگی میانهٔ جنوب و شرق سنگستان [ فارس ] .
کلمات همقافیه با «خیاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر