معنی خیابان

معنی خیابان

9 بازدید
(اِ) گلزار. (ناظم الاطباء). || چمن. (یادداشت مؤلف). || رسته ای که در باغ می سازند برای عبور و مرور و کنارهای آنرا گل کاری می کنند. (از ناظم الاطباء). راهی که در میان صحن چمنها باشد. (آنندراج). روشی که در باغها می سازند و در میان آن راه دارند. راه ساخته و بیشتر در میان دو صف درختان باغ. (یادداشت مؤلف). گذرگاهها که میان باغچه ها و درختها بطول و عرض باغ ترتیب دهند در برابر یکدیگر. (از انجمن آرای ناصری): یکی باغ مانندهٔ آسمان خیابان آن چون ره کهکشان. استاد (از انجمن آرای ناصری). دل من باغبان عشق و تنهایی گلستانش ازل دروازهٔ باغ و ابد حد خیابانش. (از انجمن آرای ناصری). || هرکوی راست و فراخ و دراز که اطراف آن درخت و گل باشد. (ناظم الاطباء). کوی. شارع. (یادداشت مؤلف). راهی ساخته شده بین دو رسته ساختمان در کنار آن و این بیشتر در شهرهاست و در بیابان راه ساخته شدهٔ بین دو قطعه از بیابان. - خیابان بندی؛ احداث خیابان در شهری یا در باغی یا در هر فضائی و مکانی. - خیابان بندی کردن؛ خیابان در مکانی ایجاد کردن و آن معمولاً با تسطیح کف محل عبور با سنگ فرش کردن یا آسفالت کردن یا جز آن همراه است و در دو طرف آن بیشتر درختکاری می کنند و نهر احداث می نمایند. (یادداشت مؤلف). راست ساختن خیابان به رسم معهود. (آنندراج): خوش خیابان بندیی کردند در بستان ما. ارادت خان واضح (از آنندراج). - خیابان پیما؛ بیکاره. خیابان گرد. - خیابان ذرع کردن؛ ولگردی. بیکارگی. - خیابان سازی؛ احداث خیابان در مکانی. (یادداشت مؤلف). - خیابان سازی کردن؛ احداث خیابان در مکانی کردن. خیابانی در فضائی بوجود آوردن. (یادداشت مؤلف). - خیابان گرد؛ آنکه در حاشیهٔ خیابانها بدون قصد و از روی بیخودی راه می رود کنایه از بیکاره. - خیابان گردی؛ راه روی در خیابانها. - || بیکاری که ملازم آن گردش در خیابانهاست. - خیابان گردی کردن؛ در خیابان بدون قصد راه رفتن. حاشیه گردی در خیابانها. - خیابان گز کردن؛ خیابان اندازه گرفتن. کنایه از بیکار و خیابان گرد بودن است. بیکاره راه رفتن در خیابانها.
(اِخ) دهی است از دهستان تبادکان بخش حومهٔ شهرستان مشهد واقع در نه هزارگزی جنوب خاوری مشهد بر سر راه شوسهٔ عمومی مشهد به سرخس با ۱۲۶۱ تن سکنه. آب آن از رودخانه است و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و مالداری و راه اتومبیل رو می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
(اِخ) دهی است از دهستان مشهد ریزه میان ولایت باخرز بخش طیبات شهرستان مشهد. واقع در ۱۶ هزارگزی باختر طیبات و ۲ هزارگزی جنوب اتومبیل رو طیبات به شهرنو با ۲۹۵ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آنجا مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).

کلمات هم‌قافیه با «خیابان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید