معنی واژه خپ
6 بازدید
[ خَ ] (اِ) خاموشی. (برهان قاطع). صاحب آنندراج و انجمن آرای ناصری و ناظم الاطباء نیز آنرا خاموشی معنی کرده اند و ناظم الاطباء آنرا صفت آورده است : گر شمس تبریزی مرا کردی اشارت گفتمی ایندم چو تنگ آورده است خپ کردم از بیش و ز کم. مولوی (از فرهنگ جهانگیری). || (فعل امر) امر به خاموشی. (برهان قاطع) (آنندراج) (انجمن آرای ناصری). خاموش باش. دم مزن. (ناظم الاطباء). ساکت شو. دم فروبند. اسکت. صه : فلک را دوش می گفتم که ما را بجز آسایشی از تو طمع نی. فلک چون این سخن بشنید گفتا برو ابن یمین خپ باش یعنی. ابن یمین (از جهانگیری).