معنی خوی تاختن
7 بازدید
[ خوَیْ / خَیْ / خِیْ / خُیْ تَ ] (مص مرکب) عرق سرازیر شدن. عرق بسیار از آدمی جاری شدن : ز بس خوی کز سر و رویش همی تاخت تنش گفتی ز تاب خشم بگداخت. (ویس و رامین).
کلمات همقافیه با «خوی تاختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر