معنی خوگری
12 بازدید
[ گَ ] (حامص مرکب) اعتیاد. عادت پیداکردگی. عادت یافتگی. (یادداشت مؤلف). || الفت. انس. الفت یافتگی. انس پیداکردگی. استیناس. (یادداشت مؤلف): خوگری از عاشقی بتر بود. (کلیله و دمنه).
کلمات همقافیه با «خوگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر