معنی خون فرمودن
7 بازدید
[ فَ دَ ] (مص مرکب) دستور خون گرفتن دادن طبیب. فصد خواستن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «خون فرمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر