معنی خون جام
7 بازدید
[ نِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از شراب انگوری. (برهان قاطع). خون بط. خون تاک. خون رز. خون دختر رز.
کلمات همقافیه با «خون جام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر