معنی خون از بینی آمدن
7 بازدید
[ اَ مَ دَ ] (مص مرکب) خون از بینی کسی روان شدن. رعاف. (یادداشت مؤلف). - خون از بینی کسی نیامدن؛ آزاری به کسی در واقعه و حادثه ای نرسیدن.
کلمات همقافیه با «خون از بینی آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر