معنی خونگیر شدن
8 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) گرفتار آمدن ببلائی برای قتلی که مرتکب شده است. (یادداشت بخط مؤلف). بخون گرفته شدن. - امثال: خونی خونگیر شد.
کلمات همقافیه با «خونگیر شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر