معنی خونبینی شدن
7 بازدید
[ خومْ شُ دَ ] (مص مرکب) از بینی خون برون دویدن. رعاف. (از مهذب الاسماء) (از زمخشری) (از السامی فی الاسامی) (از بحر الجواهر).
کلمات همقافیه با «خونبینی شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر