معنی خونبر
6 بازدید
[ خومْ بُ ] (نف مرکب) که قطع جریان خون کند. دواهایی که خون را از سیلان بازایستاند. (یادداشت بخط مؤلف). حابس الدم.
کلمات همقافیه با «خونبر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر