معنی خونابهریز
6 بازدید
[ بَ / بِ ] (نف مرکب) اشک ریز. خونابه بار: بشب زنده داران بیگاه خیز بخاکی غریبان خونابه ریز.نظامی.
کلمات همقافیه با «خونابهریز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر