معنی خونآلوده کردن
6 بازدید
[ دَ / دِ کَ دَ ] (مص مرکب) آغشته کردن بخون. لکه دار کردن بخون. خونین ساختن.
کلمات همقافیه با «خونآلوده کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر