معنی خون‌آلود

معنی خون‌آلود

7 بازدید
(ن مف مرکب) ملطخ به دم. (یادداشت مؤلف). آغشته بخون. لکه دار از خون. (ناظم الاطباء). مضرج. (منتهی الارب): مرا ز رفتن تو وز نهیب فرقت تو دو چشم چشمهٔ خون گشت و جامه خون آلود. فرخی. دید هرکز خواب غفلت دیرخیزی کرد زود تیغ خون آلود بر بالین چو تیغ آفتاب. سوزنی. در شکر ریزند اشک خون که گردون را بصبح همچو پسته سبز و خون آلود و خندان دیده اند. خاقانی. بر سر خاکش خجل بنشست چرخ نیم رو خاکی و خون آلود و بس.خاقانی. در وداع شب همانا خون گریست روی خون آلود از آن بنمود شب.خاقانی. دلهای خون آلود بین بر خاک راهت بوسه چین من خاک آنرا هم همین بوس تمنا داشته. خاقانی. غرقه ام در خون و خون چون خشک شد گردد سیاه خود سیه پوشم که دیدی گر نه خون آلودمی. خاقانی. گلاب و مشک با عنبر برآمیخت بر آن اندام خون آلود میریخت.نظامی. گفت ویحک چه کس توانی بود اینچنین خاکسار و خون آلود.نظامی. شه بزندانیان چنین فرمود کز دل دردناک خون آلود.نظامی. چون بدریای خون درآمد زود جامه چون دیده کرد خون آلود.نظامی. باش تا فردا که بینی روز داد و رستخیز کز لحد با زخم خون آلود برخیزد دفین. سعدی. دل ضعیفم از آن کرد آه خون آلود که در میانهٔ خونابهٔ جگر می گشت.سعدی. گل پیرهن دریدهٔ خون آلود از دست رخ تو بر سر چوب کند.سعدی.

کلمات هم‌قافیه با «خون‌آلود»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ود» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید