معنی خوف داشتن
8 بازدید
[ خَ / خُو تَ ] (مص مرکب) بیم داشتن. ترس داشتن. وحشت داشتن. رعب داشتن. || ضد رجا داشتن. مقابل امید داشتن : جز بخشنودی و خشم ایزد و پیغمبرش من ندارم از کسی در دل نه خوف و نه رجا. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «خوف داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر