معنی خوع
8 بازدید
[ خَ ] (ع اِ) گردش وادی. || هر زمین مغاک که گیاه رمث رویاند. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب). || نام درختی است به لغت اهل یمن. (منتهی الارب) (از تاج العروس).[ خَ ] (اِخ) کوهی است سپید. (منتهی الارب) (از معجم البلدان).[ خَ ] (اِخ) نام یکی از ایام عرب است که در آن شیبان بن شهاب اسیر شد و این شیبان سوارکار خوب و صاحب اسبی بود معروف به مودون و نیز سید قبیلهٔ خود بود.[ خَ ] (اِخ) نام یکی از ایام عرب است که در آن شیبان بن شهاب اسیر شد و این شیبان سوارکار خوب و صاحب اسبی بود معروف به مودون و نیز سید قبیلهٔ خود بود.
کلمات همقافیه با «خوع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وع» برای سرودن شعر