معنی خوصاء
8 بازدید
[ خَ ] (ع ص، اِ) مؤنث اخوص. زنی که چشمخانه اش به مغاک فرورفته باشد. || باد گرم که چشم را بشکند از گرما. || چاه دورتک. || پشتهٔ بلند زمین. || گوسپند که یک چشمش سیاه و دیگری سپید باشد. || نیمروز بسیار گرم. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب). یقال: ظهیرة خوصاء؛ اذا ینظر فیها الناظر متخاوصاً.
کلمات همقافیه با «خوصاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر